دسته‌ها
لغت نامه

بی خبر

بی خبر

با سلام و سپاس از حسن انتخابتون…
ما در سایت مهارتو قصد داریم اطلاعاتی درباره “بی خبر” را در اختیار شما عزیزان قرار دهیم.با ما همراه باشید.

بی خبر

بی خبر

بی خبر

/bixabar/

مترادف بی خبــر: بی اطلاع، غافل، ناآگاه، ناهشیار ، سرزده، ناخبر، ناگهان، ناآگاهانه


متضاد بی خبــر: آگاه، مخبر


برابر پارسی: سرزده، نا آگاه، ناآگاه

معنی بی خبــر در لغت نامه دهخدا

بی خبــر. [ خ َ ب َ ] (ص مرکب ) بی اطلاع. بی آگاه. ناآگاه. رجوع به خبر شود.


معنی بی خبــر به فارسی

بی خبــر
بی اطلاع ٠ بی آگاه ٠ نا آگاه ٠

بی خبــر در جدول کلمات

بی خبــر | غفلت کننده
غافل
بی خبــر از پیاده
سواره, سوار
سیر از او بی خبــر است
گرسنه

معنی بی خبــر به انگلیسی

abrupt (صفت)
ناگهانی ، تند ، غیر منتظره ، درشت ، پرتگاه دار ، بی خبــر
sudden (صفت)
ناگهانی ، تند ، غیر منتظره ، بی خبر ، سریع ، فوری ، سرزده ، بی مقدمه ، ناگه
unaware (صفت)
بی خبــر ، ناگهان ، غافل ، ناخود اگاه ، بی اطلاع
unwitting (صفت)
بی خبــر ، بی هوش ، غیر عمدی ، بی توجه ، بی اطلاع
unconscious (صفت)
بی خبــر ، از خود بی خود ، ناخود اگاه ، غش کرده ، عاری از هوش ، نابخود ، ضمیر ناخوداگاه ، ضمیر نابخود
incognizant (صفت)
بی خبــر ، نا اگاه ، بدون اطلاع ، غیر وارد ، بدون شناسایی
inconscient (صفت)
بی خبــر ، بی روح ، بی خرد ، بی هوش ، غیر اگاه ، ناخود اگاه
witless (صفت)
بی خبــر ، بی معنی ، نادان ، کودن ، بی شعور ، بی هوش ، نفهم ، دیر فهم
unawares (قید)
بی خبــر ، ناگهان ، ناخود اگاه ، بی اطلاع ، ناخود اگاهانه

معنی کلمه بی خبر به عربی

بی خبــر
عقل باطن , غافل , مفاجي

کاربران گرامی! شما می توانید با ثبت نظرات و پیشنهادات خود در بخش نظرات مارا از دیدگاه هایتان مطلع نمایید.

از این مطالب دیدن فرمایید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *