خاطرات کچل کردن

خطرات کچل کردن

داستان کچل کردن پویا و نامادریش

ازبچگی هر وقت یاد دارم کچل بودم همیشه فامیل ویا دوست وآشنا یه سوال تکراری که خیلی آزارم میداد و ازم میپرسیدن اونم این بود که چرا کچل کردی مگه تابستون نیست؟چرا سرتو با نمره صفر زدی مگه مدرستون کجاست که اینقدر سخت گیره؟مگه عروسی نیست چرا کچل کردی؟مگه عید نیست چرا کچل کردی؟ و هزارویه سوال که هم آزارم میداد هم باعث خجالتم میشد ومن جوابی جز نمیدونم براشون نداشتم.
چیزی که خیلی آزارم میداد این بود که دخترها بهم پوز خند میزدن ودوستام تحقیرم میکردن.من از سه سالگی بدست نامادریم پروین بزرگ شدم اون فقط یه دختر داره به نام مریم که 5سال از من بزرگتره که حاصل ازدواج اولشه چون از پدرم بچه نداره وپسر هم نداره ازمن متنفره 6-7ساله که بودم منو با خودش میبرد آرایشگاه و میداد خانم بهرامی کچلم میکرد چندین بار کچلم کرد تا این که از محله ما رفتن.

خاطرات کچل کردن

یه 1سالی راحت بودم تا اینکه یه روز پروین از بیرون اومد بابامو صدا زد و دو تا ماشین سرزنی دستی که یکیش نمره 2واون یکی نمره صفر بود و به بابام نشون داد وبابام هم خیلی خوشش اومد وپروین و تشویق کرد که خودش کچلم کنه و من و آرایشگاه نبره.همون روز عصرش پروین به بهانه امتحان ماشین ها نصف سرمو با ماشین 2 ونصف دیگه رو با ماشین صفر زد و در آخر هم کل سرمو تیغ زد منم قهر کردم وتا دو روز از اتاق بیرون نمی اومدم یکی دو بار دیگه برای مدرسه کچلم کرد و وقتی دید من رو این کار حساسم از این کار بعنوان وسیله تنبیهی استفاده میکرد و همیشه تهدیدم میکرد به کچل کردنم چندین بار کچلم کرد و هر بار من ناراحت تر از قبل بودم تا اینکه این کار به عنوان یه عادت روانی براش در اومده بود سر هر چیز کوچیکی کچلم میکرد بعضی وقتها بعد از تراشیدن موهام میکردم تو توالت ودر روم میبست و برای ساعتها زندانیم میکرد یه بار یادمه عروسی پسر عمه ام بود و دو ماهی بود که موهامو نزده بود سه روز قبل از عروسی به زن همسایه که کمی تو آرایشگری وارد بود گفت اومد خونمون موهای پروین و مریم و خیلی خوب کوتاه کرد به پروین گفت نمیخوای موهای پویا رو هم کوتاه کنم پروین با اکراه گفت چرا منم نشستم و خانمه خیلی قشنگ موهامو کوتاه کرد.
خطرات کچل کردن

 خاطرات کچل کردن

رفتم تو حموم خیلی از مدل موهام خوشم اومده بود داشتم با موهام ور میرفتم که پروین اومد تو حموم یه نگاهی به موهام کرد و یه شونه ایی به موهام کشید دستشو گذاشت زیر چونم و خوب دور تا دور سرمو نگاه کرد و گفت فایده نداره موهاتو چین بزی کرده و به سرعت رفت از تو کمدش ماشین دستیشو آورد مریم خیلی سعی کرد جلوشو بگیره ولی نتونست من خیلی سعی کردم ازدستش فرار کنم ولی چون لخت بودم نتونستم از خونه خارج شم و بلاخره تسلیم شدم اونم با سنگدلی موهامو تراشید منم در کل زمانی که داشت کچلم میکرد گریه میکردم البته وقتی پروین تهدیدم کرد که اگر ادامه بدم سرمو با تیغ میزنه من ساکت شدم.شب که بابام اومد خیلی تعجب کرد دید من کچلم به پروین گفت چرا موهاشو زدی پسره بزرگی زشته اونم در جواب گفت عصمت خانم موهاشو خراب کرد منم کچلش کردم.
تو اون عروسی با سوال تکراری چرا کچل کردی که مواجه شدم جوابی نداشتم ولی الان که27سالمه جوابشو دارم……………کچل شدن مرتب پروین توسط پدر معتادش و حس انتقام جوئی همراه با لذتش از من.
پروین الان تو بیمارستان روانی تحت درمانه چند ماه پیش هم به خاطر شپش با رضایت بابام موهاشو که تا کمرش بودو تراشیدن .
دنیا دار مکافات عمله انسانه-چوب خدا صدا نداره – از هر دست بدی از همون دست
میگیری تقدیم به نامادریم پروین که هم باهاش احساس همدردی میکنم و هم بخشیدمش. شاید تا حالا دروغ خیلی گفته باشم ولی این خطوط بالا همش واقعیات تلخ وعبرت آموز زندگی منه.

از این مطالب دیدن فرمایید

۳ اشتباهی که والدین در تربیت فرزندان خود مرتکب میشوند

طبع بادمجان

ماشین حساب تخمک گذاری

تفاوت ریمل اسنس اصل و تقلبی

زایلوژل چیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.